فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 26 روز سن داره

بهشت من تویی

بعد از تاخیری طولانی...

1392/2/21 11:11
نویسنده : گلی
169 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستای گلم

خیلی وقت بود نتونستم بیام تو وبلاگ فاطمه جونم و مطلب بزارم.

دلم برای همتون تنگ شده بود.

فاطمه گلم الان ده ماهشه. ده ماه زیبا با همه شیرینیها و تلخیهاش گذشت و دخمل

ماه من به امید خدای بزرگمون روز بروز بزرگتر ، ماهتر و زیباتر میشه. الهی شکر

آروز دارم که لبخند مهمون همیشگی لباش باشه و شادی توی دلش لبریز.

فاطمه مامانی و بابایی

نقل و نبات مامان

عشق مامان

الان می ایسته ولی هنوز نمیتونه قدم برداره

دستاشو با کمک وسایل میگیره و راه میره

کلمه های ماما بابا ددد رو تکرار میکنه

دندون که هنوز نداره ه ه ه

عاشق وسایل برقی هست مث کنترل تلویزیون، ماشین لباسشویی، جارو برقی و موبایل و

لب تاب

خیلی بابایی هست

 

حسوده دخترم و اگه بابایی سرشو بزاره رو پای من میاد و موهاشو میکشه و میزنه

اگه هم بابایی عروسک با یه نی نی دیگه رو بغل کنه فوری میاد و اعتراض میکنه

عاشق خوراکیهای شیرین و سیب هست

بیسکویت رو هم دوست داره

هر چیزی رو که بخواد فوری میاد طرفش و میگه م م م من

گوشی تلفن رو بر میداره و میاره نزدیک گوشش و کلی جیغ میزنه و حرفای جوررواجور رو

تکرار میکنه

خونه مامان برزگشو هم دوست داره اگه اونجا باشه موقعی که سر کار میرم کلی بازی

میکنه و سرگرم میشه

خلاصه دخمل ماه من خیلی شیطون شده

موقع غذا خوردن باید سرش گرم بازی و دست گرفتن و ایستادن به مبل و میز و چیزای

دیگه باشه تا غذاشو بخوره

شیر خشک رو هم دوست داره و میخوره

بابادکنک دوست داره و شبا با بابایش بازی میکنن خیلی زیاد

الهی قربونش برم که مث فرشته ها لالا میکنه

دختر باهوش و مهربونم دس دسی میکنه

بای بای میکنه

میرقصه

برامون کلی خودشو شیرین میکنه

از غریبه ها هم خجالت نمیکشه و غریبی نمیکنه ولی ازشون چیزی نمیگیره

هر چی رو زمین پیدا کنه میخواد بکنه تو دهنش

دوست داره با دستای خودش غذا بخوره

الهی فدای چشمای خوشکلت برم مامانی

من که سر کار میرم دلم برات تنگ میشه مامانی

دوستت دارم یعالمه

عکسای فاطمه رو از اون موقعی که نگزاشتم میام میزارم..... بای

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نازنین
22 اردیبهشت 92 0:22
منم کلی عزیز دلم فاطمه جون رو دوست دارم، از موقعی که ندیدمش دلم براش یه ذره شده. میبوسمت خاله جون. مراقب خودت باش


خاله نازنین دوستت داریم. مواظب خودت باش....
سانی مامی شادیسا
22 اردیبهشت 92 14:29
به به چه عجب آپ کردی خانم تنبل. من مدام به وبلاگت سر میزدم بلکه خبری ازت بشه. خوشحال شدم که توی وب شادیسا دیدم نظر گذاشتی. منتظر عکسای گل دختر خوشگلت هستم


مرسی مامن شادیسا. عکسای آتلیه شادیسا عالی بودن.